جمال رضايى
536
بيرجندنامه ( فارسى )
27 - تاقجف [ ت ] taqe jof [ t ] ( طاق يا جفت ) : ابزار اين بازى " مهره " بود مانند مهرهء تسبيح يا دستبند و . . . و بازيكنان دو نفر بودند و بازى بدينترتيب اجرا مىشد : يكى از آندو تعدادى مهره را در كف دست خود مىگذارد و دو دست را بهصورت دو مشت نيمباز روى هم مىگرفت و مىبست و آنها را چند بار تكان مىداد ، بعد با دست زيرين آنها را به بالا مىپراند و تعدادى از آنها را با دست رويى مىگرفت و مشت خود را مىبست و آن دست را به طرف حريف دراز مىكرد و مىپرسيد : " طاق " يا " جفت " ؟ و او در پاسخ يكى از اين دو كلمه را مىگفت . بازيكن مشتش را باز مىكرد و مهرهها را دوتا دوتا مىشمرد تا طاق يا جفت بودن آنها معلوم گردد . هر جفت مهره را در اين بازى يك " تريكّ terikk " مىگفتند و او هنگام شمارش مرتبا اين واژه و كلمهء طاق يا جفت را كه حريف گفته بود تكرار مىكرد بدينسان : يك تريكّ تاق ، دو تريكّ تاق ، سه تريكّ تاق . . . يا يك تريكّ جفت ، دو تريكّ جفت ، سه تريكّ جفت . . . . به اين ترتيب هم " طاق " يا " جفت " بودن مهرهها و هم تعداد آنها معلوم مىشد و بعلاوه با تكرار كلمهء " طاق " يا " جفت " كه حريف در ابتدا گفته بود از اشتباه و دغلى ( تقل taqal ) پيشگيرى مىنمود . اگر پاسخ حريف درست بود برندهء مهرهها مىشد و گرنه برابر آنها بايد به طرف خود مىداد . 28 - تپّتپّ خمير tapptape xamir ( تپتپ خمير ) : اين بازى بيشتر به دختربچّهها اختصاص داشت . چند دختربچّه دايرهوار چهارزانو مىنشستند و بزرگترينشان با سمت " استاد " بازى را اداره مىكرد . " استاد " از نفر دست راستى خود آغاز مىكرد و تا ده مىشمرد . شمارهء ده به هركس مىرسيد به ميان " داو " بازى مىرفت و روى زانوان و ساقهاى پا و دست چنان " مىخسبيد " كه پشت او رو به بالا و صورت او رو به زمين قرار مىگرفت ، آنگاه به دستور " استاد " بچّهها با دو دست به آرامى به پشت او مىزدند و با آهنگ ضربى اين سه لغت را همه باهم مىخواندند : تپتپّ خمير tapptape xamir ، كوزه پر پنير kuze por panir ، دست ك بالا daste ke bala و هركس دستش را زودتر از ديگران بلند مىكرد برنده بود و از دايره خارج مىشد و باز به زدن و خواندن ادامه مىدادند تا يكيك از دايره بيرون مىرفتند و بجز " استاد " تنها يك نفر باقى مىماند و او بازندهء نهايى بازى بود و به جريمه يا تنبيهى كه " استاد " تعيين مىكرد تن در مىداد . از اين بازى كه بىشباهت به بازى " كماچ مپزم از . . . " « 1 » نيست گاهى براى تنبيه بازنده در
--> ( 1 ) . نك : شمارهء 80 . صص 562 - 561 .